لیست کتاب های انتشارات آفرینگان در نمایشگاه کتاب 96
انتشارات هیلا و آفرینگان
عنوان: تفسیرِ معنوی از اعداد: نقد «عروسك سخنگو» بر «سرعت نور»
نویسنده: زری نعیمی
تاریخ: 19/مرداد/1395

چاپ­شده در عروسک سخنگو. شماره 298 _ 297 (مرداد و شهریور 13959

چه خوب شد «جوی کاولی» را با مار و مارمولکش شناختیم. و چه خوب شد جوی کاولی را با «سرعت نور»ش آغاز نکردیم. وگرنه... دو مجموعه داستان از مار و مارمولک چاپ شده است. اولین مجموعه را فریده خرمی ترجمه کرده. مترجمی که اکثر انتخاب‌هایش تازه و متفاوت است. و هر کدام جای خالی‌ای را در ادبیات کودک ایران پر می‌کند. در این دو مجموعه، کاولی از حیوانات مثل ابزار استفاده نکرده یا هم‌چون پوششی تا به وسیله‌ی آن‌ها روایتی از انسان‌ها داشته باشد. خواسته تا شخصیتی از مار و مارمولک بسازد نزدیک به خود آن‌ها. با حفظ هویت حیوانی­شان. کتاب دوم این مجموعه‌ی زیبا، خوش‌ساخت و سرشار از طنز و بازیگوشی را اکرم حسن ترجمه کرده است.

«سرعت نور»، روایت و ساخت درونی و بیرونی‌اش را روی اعداد بنا کرده است. اولین جملاتش از باد می‌گوید و سرعتش و مقیاس اندازه‌گیری آن. از طوفان می‌گوید: «هنگام طوفان ممکن است درختان از ریشه کنده شوند و ساختمان‌ها آسیب جدی ببینند.» با این نگرش علمی از باد و طوفان، حادثه‌ی اصلی یا کلیدی داستان شکل می‌گیرد. طوفان، جسد پیرزنی را به خانه‌ی جف و خانواده‌اش می‌آورد، همه‌ی نشانه‌ها جسد بودن او را تایید می‌کنند اما او جسد نیست. رویابان است. آمده تا به جف هشدار بدهد خانواده‌اش در آستانه‌ی فروپاشی است. رویابان جف را انتخاب کرده، چون فقط اوست که جهان را و زندگی را از زاویه اعداد نگاه می‌کند و تفسیر. هر کدام از اعضای خانواده ساز خود را می‌زنند. پدر هم مثل جف با اعداد و ارقام سروکار دارد. اعداد او با اعداد جف، کاملاً متضاد هستند. اعداد و ارقام پدر جف فقط پول و سرمایه را می‌فهمند و قدرتی که سرمایه تولید می‌کند. وینستون (پدر جف) تشنه‌ی قدرت است. جف هم خواهان قدرت است. او قدرت را در کمال می‌یابد: «یه جور طالع‌بینی اعداده، داداشم بهم یاد داده. عددها نشون می‌دن ما کی هستیم... هفت عدد معنوی‌یه... ولی نُه، نُه قدرتمند یعنی کمال! یعنی عالی بودن!»

روایت نشان می‌دهد قدرت و سرمایه‌ای که وینستون همه‌ی اتکای درونی و بیرونی خودش و خانواده‌اش را به آن پیوند زده، فرومی‌ریزد، ‌دگرگون می‌شود. با جابه‌جا شدن ارقام، زندگی او، خانواده‌اش و خودش فرومی‌ریزند. اما اعداد و ارقام برای جف فلسفه‌ی زندگی و هستی هستند: «اگه عاشق عددها باشی،‌به خدا می‌رسی.» تفسیر او از جهان اعداد، معنوی است. ساختار بیرونی داستان از فصل اول تا فصل آخر،‌پیوند خود را با اعداد حفظ می‌کند. هر فصل با روایتی کوتاه از اعداد آغاز می‌شود. فصل سوم از سیاه­چاله‌ها می‌گوید. از به‌وجود آمدن آن‌ها و نابودی ستاره‌ها. حضور سیاه‌چاله‌ها در کهکشان با نابودی ستاره‌ها، ربط درونی پیدا می‌کند با موقعیت خانواده و هر کدام از اعضای آن: مادر، دختر (آندرئا) و برادر دیگر (بک). هر کدام از این‌ها در موقعیت نابودی گیر افتاده‌اند. و سیاه‌چاله‌هایی را در کهکشان خانواده ساخته‌اند. اولین سیاه‌چاله را پدر (وینستون) می‌سازد. اعداد و ارقام او را فریب می‌دهند. سرمایه و ولع کسب آن او را به ورشکستگی کامل می‌رساند. با فروریختن بنای قدرتش، خودش هم در سیاه‌چاله عظیمش می‌افتد. و بعد مادر با جدایی از پدر. بعدتر آندرئا و رفتن او از خانه با دوست پسرش. بک هم که به خاطر مصرف مواد و خرید و فروش آن در زندان است. رویابان آمده تا جف را از سیاه‌چاله خانواده‌اش آگاه کند. هشدار بدهد. هشدارهای او روشن نیستند. معماگونه­اند. جف باید آن‌ها را کشف کند.

تکیه ساختاری بر اعداد، فقط ساختار ظاهری رمان شکل نداده‌اند. به تمام اجزا و عناصر داستان و روابط درونی روایت ریزش کرده‌ است. جهان اعداد به جف فرصت‌های متفاوت و چند لایه‌ای برای شناخت می‌دهند. به نوعی ناجی او هستند و تکیه‌گاهش. او با چنگ زدن به آن‌ها، خود را از موقعیت‌های بحرانی نجات می‌دهد: «جف از تغییرات یکهویی نفرت داشت. اتفاق‌های ناگهانی‌ای که نظم اوضاع را به هم می‌ریختند. مثل این بود که توی فیلمی ترسناک زندگی کنی و ماجراها ناگهان بهت حمله کنند و مجبور باشی شکست‌شان بدهی.» کهکشان مغزش به کل از کنترل خارج شده بود: «به عددها نگاه کرد و دنبال چیزی گشت که حواسش را پرت کند.»

پیرزن (میزی) او را از مسیر اعداد به سمت نور می‌برد. آن را نشانش می‌دهد. جف برای نجات خانواده‌اش از سیاه‌چاله‌هایی که در آن افتاده‌اند، باید به نوری که در اعداد و هستی پنهان است، چنگ بیندازد. آن را ببیند، بشناسد و لمسش کند. پیرزن رویابان می‌گوید فقط ده درصد زندگی واقعیته: «وقتی تو قالب یک جسم دنیا می‌آی، نود درصد دیگه حقیقت رو فراموش می‌کنی.. گفتم وقتی روح وارد جسم می‌شه فر اموشی به‌وجود می‌آد.... اما از طرفی هر روحی مقدار کمی نور همراه خودش می‌آره. نور راهنماست. مثل قطب‌نما... وظیفه‌ی تو اینه که نور کوچک درونت رو شعله‌ور کنی.» پیرزن باور دارد که: «چیزی به اسم مرگ وجود نداره.» نویسنده تلاش کرده تا ترکیبی از اعدد و نور به‌وجود بیاورد. برای همین فصل دو را با تاریخچه‌ی ده هزار ساله اعداد و طالع‌بینی و نگاه فیثاغورس به اعداد آغاز می‌کند: «... که معتقد بود اعداد بین ۱ تا ۹ جلوه‌گر نظمی جهانی‌اند. گفته می‌شود. هر کدام از این اعداد در خود ارتعاشی دارند که بیانگر سیر تکامل چیزهاست.»

داستان پایانی خوش دارد. تک تک اعضای خانواده: وینستون، مادر، آندرئا و بک و جف با تکیه بر جف و شناخت‌های او از اعداد و نور، از سیاه‌چاله‌های خود نجات یافته‌اند. دیگر ستاره‌هایی نیستند که نور خود را از دست داده باشند. آن را دوباره به دست آورده‌اند. داستان روایتی خوش‌ساخت، منطقی و محکم دارد. همه‌ی اجزا و عناصر با هم ارتباط ساختاری و مفهومی دارند. سرعت نور،‌ اثری است که عقل و منطق را اقناع می‌کند، اما شگفت‌انگیز و غافلگیرکننده نیست. مار و مارمولک علاوه بر ساختی خردمندانه و معقول، روایتی زیبا،‌ چند جانبه و جذاب از زندگی و شخصیت‌های جانوری ساخته است که می‌توان بارها و بارها خواند و لذت برد. با خواندن سرعت نور، بیشتر می‌توان فکر کرد و کمتر و خیلی کمتر لذت برد.

نام کتاب: سرعت نور
نویسنده: جوی کاولی
مجموعه:
قیمت: 90000ريال
شابک: 978-600-391-012-6
سال چاپ: 1394
نوبت چاپ: 1
نوع جلد: شومیز
قطع کتاب: رقعی
تعداد صفحات: 200
وزن کتاب: 0
توضیحات کتاب:خانه در بلندترين نقطه ساحل قرار داشت، با پوزه كشيده‌اش بر فراز آب كه ريزترين تغييرات آب و هوايي را هم بو مي‌كشيد. اگر جلوي كوتاه‌ترين ديوارش مي‌ايستادي، چيزي از زمين زير پا نمي‌ديدي، تا چشم كار مي‌كرد آسمان بود و پهنة دريا كه شبيه وان حمام آبي رنگي به نظر مي‌رسيد و كشتي‌هاي بندرگاه كه شبيه كشتي‌هاي كوچك اسباب بازي رويش شناور بودند. به نظر «جف» ساختمان بيشتر شبيه ايستگاه‌هاي فضايي بود. شبيه لابراتوري شيشه‌اي و بتوني و نه يك خانه. هيچ چيزش بجز مبلماني كه از خانة قبلي آورده بودند شبيه خانه نبود. در اين ارتفاع جف مي‌توانست تغييرات آب و هوايي پيش رو را از جهات مختلف ببيند: ابرهاي چرخان با باد، كومولوسِ چاق و چله‌اي كه از سمت «هات ولي» مي‌آمد و خطوط ريز باران كه راهشان را سمت تپه‌هاي شرقي خط خطي مي‌كردند.
«جوي كاولي» نويسنده كودكان بيش از 50 سال است كه مي‌نويسد و يكي از محبوب‌ترين نويسندگان كودكان و نوجوانان به شمار مي‌رود. كتاب‌هاي اين نويسنده نيوزيلندي همواره جزو پر فروش‌ترين‌ها در كشورش و ساير كشورهاي جهان مي‌باشد. او معمولاً نامه‌هاي بسياري از كودكان دريافت مي‌كند و معتقد است واكنش‌هاي كودكان بسيار صادقانه و صريح است. او مي‌گويد يكبار يك كودك از من پرسيده بود آيا هنوز زنده‌اي؟ و من مجبور شدم نگاهي به خودم در آينه بيندازم!

کتاب های مرتبط

تمامی حقوق این سایت متعلق به انتشارات آفرینگان می باشد
Copyright © 2015, by Afarinegan Publication. All rights reserved.
پرتال ناشرین نسخه 3 . طراحی ، توسعه و بهینه سازی توسط شرکت ارتباط قرینه